عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

240

كشف الحقايق ( فارسى )

است و استطرادا نيز در خلال « معجم الادآب فى مجمع الالقاب ابن الفوطى ص 424 » ذكرى و شرح حالى وارد شده است . و نيز « هدايت » در « رياض - العارفين » ص 134 شرح حال و رباعيات و داستانى از او آورده است از خاندان « حمويه » صوفيان نامدار ديگرى نيز اشتهار يافته‌اند كه از آن جمله‌اند : 1 ) صدر الدين محمد بن عمر بن ابى الحسن بن محمد بن حمويه ملقب به « شيخ الشيوخ » . 2 ) عماد الدين عمر ( پدر سابق الذكر ) . 3 ) شيخ الاسلام معين الدين ابى عبد الله محمد بن حمويه . ( طبقات الاطباء ج 3 ص 309 ) هدايت در « مجمع الفصحاء » و اين الفوطى در « معجم » و از سعد الدين حمويه بعنوان « سعد الدين جوينى نام مىبرد ( شايد ازآن‌جهت كه بحرآباد كه مدفن سعد الدين در آنجاست و اكنون بر سر راه قوچان بسبزوار است جزو خاك و ولايت جوين بشمار مىرفته است . ) و اين رباعيات را به دو نسبت مىدهد : گر با غم عشق سازگار آيد دل * بر مركب آرزو سوار آيد دل گر دل نبود كجا وطن سازد عشق * ور عشق نباشد به چه‌كار آيد دل در دل ز فراق خستگيها دارم * در كار ز چرخ بستگيها دارم بااين‌همه غم تو نيز پيمان وفا * مشكن كه جز اين شكستگيها دارم ( مجمع الفصحاء ج 1 ص 242 ) صفحه ( 3 ) دور قمر - اين اصطلاح در شعر و نثر فارسى خصوصا در اشعار مولانا و خواجه و انورى بسيار به چشم مىخورد و توضيح مختصر آن اينست كه دور قمر دور آخر و يكى از ادوار هفتگانه ستارگان بزعم منجمين قديم است زيرا كه : علماى احكام نجوم براى جهان هفت دور قائلند كه مدت هر دور هزار سالست و تعلق به يكى از سبعه سياره دارد و چون هزار سال تمام شود دور سياره ديگرى گردد و از زحل گرفته به ترتيب تا بقمر رسد و بعضى گويند مدت هر دور هفت‌هزار سال است كه مجموع چهل و نه هزار سال باشد و چون اين ادوار تمام شود قيامت قائم گردد ( رساله « شماره هفت و هفت پيكر » آقاى دكتر معين ص 22 ) ( بنقل از برهان قاطع و فرهنگ رشيدى ) و بقول صاحب « غياث اللغات » : دور آخر است از جمله ادوار هفت ستارگان و آدم عليه السلام در ابتداى دور قمر پيدا شده‌اند ( از برهان و سراج اللغات ) و مؤلف ( يعنى صاحب غياث ) گويد كه چون از « آئين اكبرى » دريافته مىشود كه تا امسال كه سنه يك‌هزار و دو صد و چهل و دو هجريست آدم عليه السلام را هفت هزار و يك‌صد و هفتاد سال شمسى گذشته از اين معلوم مىشود كه بالفعل دور قمر نيست بلكه دور زحل باشد و از آن تا حال يك‌صد و هفتاد سال شمسى گذشته‌اند . .